18 - اگر مكاتب مشروطى بعد از عقد كتابت با مولايش كنيز را براى خود خريد و سپس وى را ام ولد كرد و قبل از اينكه تمام قيمت خودش را بمولا بپردازد مولا عقد كتابت را باطل نمود و وى را با تمام مالهائى كه كسب نموده از جمله ام ولد تصاحب كرد حال ميتواند وى را با اينكه واحد وصف مزبور است بفروشد .
19 - مولاى كنيزى ضامن شخصى شد كه مورد ضمان را از كنيز بپردازد يعنى وى را فروخته و ذمه مضمون عنه را با آن برى نمايد و سپس بعد از عقد ضمان وى را ام ولد كرد حال به لحاظ تقدم حق ضمان مضمون له اگر وى مطالبه حق خود را نمود مىتواند كنيز ام ولد را - فروخت و از آن حقش را استيفاء كند چنانچه در رهن و فلس تقدم آنها بر استيلاد اقتضاى همين حكم را داشت .
20 - اگر كنيزى در حال صغر پدر يا جشد اسلام آوردند و پس از بلوغ مولايش كه كافر است وى را ام ولد كرد در اينجا وى را از مولا بقهر و اجبار مىخرند تا مسلمان در تحت تسلط كافر نباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
فرض مزبور در حكم اين استكه كنيز خود نزد مولايش اسلام آورده كه در اين صورت نيز حكم اين است كه وى را باجبار از مولايش مىخرند اگرچه ام ولد باشد .
قوله : و قد حكاها فى الدروس : ضمير مؤنث به ( مواضع ) عائد است چنانچه ضمير در ( بعضها ) نيز چنين است :
قوله : بيع بعضها فيه : ضمير مؤنث به ( ام ولد ) و ضمير مذكر به ( كفن ) عائد است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 162
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٢