دوم هبه
و به آن عطيه و نحله نيز گويند و آن به ايجاب و قبول و قبض به اجازه واجب نياز دارد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
ايجاب عبارت است از هرلفظى كه دلالت بر تمليك عين بدون عوض نمايد مثل اينكه بگويند :
وهبتك ( بخشيدم به تو ) ملّكتك ( تمليك به تو نمودم ) اعطيتك ( اعطاء نمودم به تو ) نحلتك ( بىعوض به تو واگذاردم ) اهديت اليه ( هديه به تو دادم ) هذا لك ( اين مال شما باشد ) البته در اين صيغه آخرى با نيّت هبه بايد باشد و امثال اين از الفاظ ديگر .
و قبول عبارت است از لفظى كه دلالت بر خشنودى لافظ باشد .
و اما قبض به اجازه واهب در جائى معتبر است كه قبل از عقد مال در دست متهب ( كسى كه مال را بوى هبه مىكنند ) نيامده باشد و الا نيازى بقبض جديد نيست .
قوله : و هذا لك مع نيّتها : ممكن است در مقام انتقاد گفته شود وجهى ندارد كه مرحوم شارح نيّت هبه را در خصوص صيغه اخير اعتبار فرمود چه آنكه در تمام الفاظ نامبرده نيّت مزبور لازم و معتبر است .