وقت دوران بين مشترك لفظى و مجاز احتمال مجاز اولى و سزاوارتر است يعنى اگر امر دائر شود كه [ ولد ] در [ ولد ولد ] حقيقت بوده تا در نتيجه بين آن و خود [ ولد ] مشترك باشد يا در [ ولد ولد ] مجازا استعمال گردد اولى و سزاوار احتمال دومى است .
شارح ( ره ) پس از نقل اين قول مىفرماين :
از نظر ما قول دوم اظهر و روشنتر است ، بلى اگر قرينهاى در كلام واقف باشد كه دلالت بر دخول نوه در اطلاق ولد نمايد لازم است به آن عمل شود مثل اينكه واقف بگويد : وقفت هذا المال على اولادى الاعلى فالاعلى و از فقهاء كسانى كه در دخول نوه اشكال و خلاف نمودهاند مانند مرحوم محقق و علامه مسئله دخول آنها را در موردى فرض كردهاند كه واقف صيغه وقف را اينطور بخواند : وقفت على اولاد اولادى ، كه در اين صورت بدون ترديد هم نوه دخترى داخل بوده و هم نوه پسرى و ظاهرا هيچكدام از فقهاء در اين فرض اشكال و ايرادى در دخول مطلق نوهها ندارند و چنانچه اشاره شد اختلافشان در فرضى است كه واقف بگويد : وقفت على اولادى مؤلف گويد :
از كلام مرحوم شارح اينطور استفاده مىشود : مسئله داراى 3 فرض است كه دو فرض آن اتفاقى و يك فرضش مورد اختلاف مىباشد :
اما فرض مورد اختلاف اين است كه واقف بگويد : وقفت على اولادى كه مشهور قائلند بدخول نوههاى پسرى و دخترى و مرحوم محقق و علامه و برخى ديگر از جمله مرحوم مصنف در شرح ارشاد آن را منكرند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 410
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤١٠