تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
شرح فارسى : مرحوم شارح مىفرماين : قولى كه مرحوم مصنف در متن فرمود و سه دليل براى آن ما ذكر نموديم يكى از دو قول در اين مسئله مىباشد . برخى ديگر از فقهاء فرموده‌اند : اساسا اولاد اولاد در اطلاق اولاد داخل نيست اعم از نوه دخترى يا پسرى و بر اين ادعا دو دليل اقامه نموده‌اند : الف : وقتى بطور اطلاق و بدون قرينه لفظ اولاد گفته مىشود فرزند يعنى نوه از آن فهميده نمىشود . ب : مىتوان از نوه اطلاق فرزند را سلب نمود مثلا درباره فرزند فرزند گفته شود وى فرزند من نيست بلكه فرزند فرزند من مىباشد و در جاى خود مقرر است كه صحت سلب علامت مجاز است پس اطلاق فرزند بر نوه اطلاق مجازى است . مرحوم مصنف در كتاب شرح ارشاد همين قول را اختيار نموده و از ادلّه قائلين بقول اول چنين جواب داده است : دخول اولاد اولاد در اطلاق اولاد از باب اطلاق لفظى و دلالت مستند به لفظ نيست تا بتوان آن را حجت و برهان قرار داد بلكه بواسطه دليلى است خارج از لفظ از اينرو اطلاق ولد بر نوه از باب اطلاق حقيقى نمىباشد و از اين گذشته اگر اولاد شامل جميع شده يعنى هم اولاد صلبى و فرزند را شامل گردد و هم بر نوه اطلاق شود چه نوه پسرى و چه دخترى لازم مىآيد كه لفظ [ ولد ] در [ ولد ] و [ ولد ولد ] مشترك لفظى باشد و آن چنانچه در اصول مقرر است بر خلاف اصل مىباشد و در كلام اصولين آمده در