مثلا زيد اموالش را براى عمرو و بطون وى وقف نمود و پس از گذشتن ده سال زيد فوت شد و از وى برادرى بنام حسن و برادرزادهاى كه فرزند برادر ديگر او است بنام حسين باقيمانده و پس از گذشتن ده سال ديگر عمرو و بطون وى جملگى منقرض و فوت شدند بطورى كه از آنها كسى باقى نماند و از وارث زيد در اين وقت حسين - ( برادرزاده ) با فرزندى از حسن بنام عباس باقيماندهاند ، حال در اينجا بنابر احتمال اول مال موقوفه بين دو برادرزاده زيد يعنى حسين و عباس بالمناصفه تقسيم مىشود ولى بنا به احتمال دوم تمام ال متعلق به عباس فرزند حسن مىباشد زيرا وارث موقع موت زيد صرفا حسن بود ( چون تا برادر هست نوبت به برادرزاده نميرسد ) و بعد از فوتش مال به وارث او كه عباس است منتقل مىگردد و بدين ترتيب حسين از مال موقوفه بىبهره مىباشد .
و اما جمله [ يسترسل فيه ] در عبارت مذكور به معناى : و جريان پيدا مىكند ارث در بين وارث موقع فوت واقف مىباشد ، بنابراين ضمير فاعلى مستتر در آن به [ ارث ] راجع بوده و ضمير در [ فيه ] بوارث موقع موت عود مىكند .
قوله : و لو انقطع اوله : مثل اينكه طبقه اول معدوم بوده و طبقات بعدى موجود .
قوله : او وسطه : مثل اينكه طبقه اول موجود و طبقه وسط معدوم و طبقه سوم موجود باشند .
قوله : او طرفاه : مثل موردى كه طبقه اول و سوم معدوم و طبقه دوم موجود باشند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 355
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٥٥