تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
2 - دوام : شارح ( ره ) مىفرماين : پس اگر آن را بمدتى معلوم و محصور مقرون نموده يا بر كسى وقف كنند كه غالبا منقرض شده و بطونشان استمرار و ادامه پيدا نمىكند آن را وقف نگويند ولى اقوى از نظر ما اين است كه به عنوان حبس صحيح است لذا وقتى وقت مقرّر منقضى شد يا موقوف عليه منقرض گرديد حبس باطل شده و مال به واقف اگر زنده باشد و در صورت فوتش به وارث در وقت انقراض يا انقضاء منتقل مىگردد همانطورى كه حكم [ ولاء ] چنين است . و ممكن است بگوئيم مال بوارث زمان موت واقف برمىگردد و از آنها دست بدست مىگردد تا بوارث موقع انقراض برسد . سپس مىفرماين : اين قسم از وقف را كه انتهاء آن محدود و معين است به وقف منقطع الآخر ناميده‌اند . فرع اگر وقفى اول يا وسطش يا دو طرف آن منقطع بود اقوى اين است كه ما بعد قطع باطل محسوب مىشود از اينرو در وقف منقطع الاول و منقطع الطرفين اساسا اصل وقف باطل است ولى در منقطع الآخر ابتدائش صحيح و انتهائش باطل مىباشد . قوله : فلو قرنه بمدة : ضمير فاعلى به [ واقف ] و ضمير - مفعولى بوقف عود مىكند . و مثال آن اينست كه بگويد : وقفت الى عشرين سنة .