ترد
إلى الأول ، و يغرمان المهر للثاني ، و تبعه أبو الصلاح استنادا إلى رواية حسنة حملت على تزويجها به مجرد سماع البينة ، لا به حكم الحاكم .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر شاهدين بطلاق شهادت داده و سپس رجوع نمودند ، شيخ ( ره ) در نهايه فرموده است كه زن مطلّقه را به شوهر اوّلش برمىگردانند و شاهدين بايد مهريه او را به شوهر دوّمش به عنوان غرامت بپردازند و مرحوم ابو الصلاح حلبى نيز از ايشان در اين رأى تبعيّت نموده است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
دليل مرحوم شيخ و تابعين وى روايت حسنهاى مىباشد كه محمول است بر اينكه زن به صرف شنيدن طلاق از شهود شوهر اختيار نمود و صبر نكرد تا حاكم حكم كند .
مؤلف گويد :
غرض مرحوم شارح اين است كه رجوع شاهدين در اينجا مقبول نيست و طلاق زن صحيح واقع شده و شوهر اول هيچگونه حقى ندارد زيرا رجوع شاهد بعد از حكم حاكم در امثال اين موارد موجب نقض حكم نمىباشد و روايت مذكور را بايد بر موردى كه اشاره شد حمل نمود تا با حكم مزبور تنافى نداشته باشد .
قوله : و لو شهدا بطلاق ثم رجعا : بقرينه عبارات بعدى صورت واقعه چنين است كه شاهدين وقتى شهادت به مطلّقه - بودن زنى دادند حاكم حكم به جدا بودن زن از مرد نمود و زن
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 314
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٤