بلكه بايد گفت ضابطه شهادت بر شهادت هرمشهود بهى است كه عقوبت مختص به حقتعالى نباشد چنانچه اجماعا اين مورد را فقهاء قبول دارند و در موردى كه عقوبت مشترك بين حقتعالى و مردم بوده اختلاف است كه آيا احكام شهادت بر شهادت جاريست يا جارى نمىباشد .
مؤلف گويد :
جهت اينكه مرحوم شارح با كلمه [ بل اضرابيه ] از فرموده مصنف روى گردانيده و خود مناط و ضابطهاى ديگر مقرر فرمود اين است كه خواستند بفرمايند در شهادت بر شهادت اينطور كه مرحوم مصنف فرمود لازم نيست كه موردش الزاما حق باشد بلكه همين مقدار كه عقوبت براى حقتعالى نبود كافيست اگرچه از حقوق اللّه نيز محسوب شود مشروط باينكه در آن حظ و بهرهاى براى مردم نيز نهفته و ملاحظه شده باشد همچون زكات ، خمس و نظير ايندو .
قوله : مع كونه حقا غير مالى : ضمير در [ كونه ] به غير عقوبت راجع است .
قوله : هذا و ما بعده الخ : كلمه [ هذا ] مبتداء و [ ما بعده ] معطوف به آن و [ من افراد الحقوق التى ليست مالا ] بيان است براى [ ما بعده ] و [ رتبها مشوشة ] خبر است براى [ هذا ] و معناى عبارت چنين است :
اين مثال ( يعنى عيوب النساء ) و ما بعدش از امثلهاى كه از جمله حقوق مالى نيستند بطور نشر مشوش در عبارت مصنف آمدهاند مؤلف گويد :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 292
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٢