مقصود از [ استهلال ] اين است كه طفل زنده به دنيا آمده باشد تا بتواند ارث ببرد .
و وجه تسميه زنده به دنيا آمدن طفل به اين نام از اينرو استكه وقتى بچه به دنيا مىآيد حاضرين عادتا فرياد مىزنند همان طورى كه استهلالكنندهگان و طالبين رؤيت هلال وقتى چشمشان به هلال ماه افتد فرياد مىزنند لذا چون تناسبى بين دو مورد بود از كلمه [ هلال ] اين لفظ را مشتق نموده و درهردو مورد استعمال كردهاند و اما عيوب باطنى زنان همچون : قرن و رتق در مقابل عيوب ظاهرى نظير جذام و برص و نابينائى كه اين قبيل عيوب در قسم دوم داخل بوده و با شهادت دو مرد عادل فقط ثابت مىشوند .
و اما در ثبوت رضاع بشهادت زنان بين فقهاء اختلاف بوده ولى از نظر ما اقوى اين است كه ثابت مىشود و اما مقصود از [ الوصية له ] اين است كه شخص وصيت نموده كه مالى را به ديگرى بدهند كه اثبات آن از طريق شهادت زنان امكانپذير است .
و مرحوم مصنف با قيد [ له ] احتراز فرمود از [ الوصية اليه ] كه به معناى وصى قرار دادن است چه آنكه اين فرد از ضابط اين قسم خارج و در قسم دوم داخل است چنانچه گذشت .
سپس در مقام انتقاد مىفرماين :
اساسا همين فرد نيز يعنى [ الوصية له ] داخل در ضابط اين قسم نيست زيرا وصيت بمال از امورى نيست كه اطلاع مردان بر آن امر مشكل و صعبى باشد از اينرو اگر مرحوم مصنف اين فرد را قسم جداگانهاى قرار مىداد و همچون در كتاب دروس مشى ميفرمود
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 283
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٨٣