از اين گذشته حقيقت و ماهيّت آن فسخ علقه زوجيّت و قطع اين پيوند مىباشد از اينرو مىتوان آن را به اين عنايت از مصاديق موضوعى اين قسم قرار داد .
و مقصود مصنف از [ الوصية اليه ] وصايت و وصى شدن است ، فلذا با اين تعبير احتراز نمود از موردى كه براى شخصى مالى را وصيت كرده باشند چه آنكه وى را موصى له گفته نه موصى اليه ، و بدين ترتيب داخل در قسم سوم است نه اين قسم .
و از اينكه مرحوم مصنف [ هلال ] را در اين قسم و آن هم بعد از [ نسب ] و در سياق آن قرار داد استفاده مىشود كه [ هلال ] از جمله حق آدمى است لذا شهادت على الشهادة در آن همچون ساير حقوق آدمى جارى مىشود چنانچه شرح آن عنقريب انشاء اللّه مىآيد .
قوله : احترز به : ضمير در [ به ] به حد راجعست .
قوله : بل هو المقصود منها : كلمه [ بل ] به معناى ترقّى بوده و ضمير [ هو ] به [ آدمى ] و ضمير در [ منها ] به [ هذه الاربعة ] رجوع مىكند .
قوله : لعدم تعيين المستحق : علتست براى [ الحقها ]
قوله : و ضابط هذا القسم الخ : مقصود شارح ره از بيان ضابط و مناط اين قسم اين است كه اشاره به جهت الحاق اين چهار مثال به حق اللّه بنمايند و حاصل مراد اينستكه :
ضابط اين قسم در حقوق الناس اين است كه نه مال بوده و نه مقصود از آن مال باشد و پرواضح است كه اين چهار مثال اگر
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 277
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧٧