يكفي انتسابه له ، لجواز التزوير .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و شاهد نگردد مگر براى كسى كه او را كاملا بشناسد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از اين عبارت اين است كه اگر كسى بخواهد در ارتباط با نسبى شاهد واقع شود مثلا شاهد شود كه فلانى فرزند فلان كس است يا از وى بخواهند كه شاهد شود مثلا اين شخص زيد است در صورتى اين امر را قبول كند و به عهده گيرد كه علم قطعى بنسب در مثال اول و به عين شخص در فرض دوم داشته باشد زيرا در غير اين صورت چه بسا تزويرى در كار باشد كه بخواهند با شاهد قرار دادن وى مقصد شومى را از طريق شرعى عملى بسازند .
قوله : و لا يشهد الا على من يعرفه : همان طوريكه در ترجمه عبارت آورديم مقصود از [ لا يشهد ] اين نيست كه شهادت ندهد و بعبارت ديگر عبارت ناظر بمقام اداء شهادت نيست بلكه منظور مقام تحمّل شهادت است يعنى شاهد واقع نشود .
قوله : بنسبه او عينه : هردو ضمير به [ من موصوله ] عود مىكنند .
قوله : فلا يكفى انتسابه له : ضمير در [ انتسابه ] بمشهود عليه و در [ له ] بنسب راجع است و حاصل مراد اين است كه صرف منتسب بودن شخص بفلان نسب بدون علم به آن كافى در شاهد شدن براى آن نيست زيرا ممكن است در اين انتساب تزوير و حيلهاى نهفته باشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 252
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٢