قوله : و السّرقة : حق اللّه در اين مثال به اين لحاظ است كه سارق مرتكب خلاف فرمان خداوند شده و از اينرو بعد از اثبات آن دست وى را قطع مىنمايند و حق الناس در آن به اين جهت است كه مال مردم مورد تعدّى و تجاوز واقع شده است .
قوله : و الطلاق : حق اللّه در اين مثال عبارت است از منع از وقوع زنا و حق الناس اخذ مهريه است چنانچه در خلع نيز همينطور مىباشد .
قوله : و العفو عن القصاص : حق اللّه در اين مورد عبارتست از دادن كفاره و استغفار و حق الناس ساقط شدن ديه از ذمه جانى و قاتل مىباشد .
قوله : اما الوقف العام : يعنى شاهد بدون استنطاق حاكم بگويد فلانى ملك كذائى را وقف عام كرده است .
متن :
و لو ظهر للحاكم سبق القادح في الشهادة على حكمه بأن ثبت كونهما صبيين ، أو أحدهما ، أو فاسقين أو غير ذلك نقض لتبين الخطأ فيه .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر بعد از شهادت شهود و حكم نمودن ، قاضى مطلع شد كه قبل از حكم مانعى در شهادت بوده است حكم نقض و باطل مىشود .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از مانع اين است كه ثابت شود مثلا هردو شاهد يا يكى از آن دو در وقت شهادت غير بالغ يا فاسق يا فاقد شرائط ديگر بودهاند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 249
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤٩