بود زنا داده مسموع نيست زيرا بدين وسيله مىخواهد از خود ضرر حد را دفع نمايد .
مؤلف گويد :
تصوير اين مورد به اين نحو است كه مردى همسرش را نسبت به زنا داد و چون بيّنه ندارد بايد حدّ قذف بخورد حال اگر سه شاهد عادل حاضر شدند كه شهادت به عمل فحشاء زن بدهند شوهر نمىتواند بعنوان شاهد چهارم وارد شده و نصاب شهود را كامل كند زيرا شهادتش در معرض اين اتهام است كه بدين وسيله دفع ضرر حدّ از او مىشود .
قوله : العاقلة : خويشاوندان پدرى قاتل را گويند كه ديه قتل خطائى به عهده ايشان مىآيد .
قوله : بجرح شهود الجناية : جمله [ جرح شاهدا ] به اين معنا است كه عدالت شاهد را باطل نمود .
قوله : غرماء : جمع غريم در اينجا به معناى طلبكاران مىباشد .
قوله : لانهم يدفعون بها : ضميرهاى جمع به غرماء راجع بوده و ضمير مؤنث در [ بها ] بشهادت عائد است .
قوله : و يمكن اعتباره فى النفع : تقدير عبارت چنينست :
و يمكن اعتبار هذا الموارد الاخير فيما كانت الشهادة جالبة للنفع .
قوله : قذفها : ضمير فاعلى به زوج و ضمير مفعولى به زوجه عائد مىباشد و كلمه [ قذف ] معانى متعددى دارد ولى در اينجا به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 238
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣٨