تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
امثله‌ايكه تا اينجا گذشت در ارتباط با مواردى بود كه شهادت جالب نفع باشد و اما موردى كه عدم پذيرفتن آن مستند به اين باشد كه شهادت دافع ضرر است شرحش در عبارت مرحوم مصنف عنقريب ذكر مىگردد . قوله : و هى ان يجر اليه بشهادته نفعا : ضمير [ هى ] به [ تهمة ] عود نموده و ضميرهاى [ اليه ] و بشهادته [ بشاهد ] راجع است چنانچه ضميرهاى [ يدفع عنه ] بشاهد و [ بها ] بشهادت عائد مىباشند . قوله : و لا يقدح فى ذلك : مشار اليه [ ذلك ] شهادت است و حاصل مراد شارح ( ره ) اين است : اگر شخصى در واقع وصى بود و نزد حاكم نيز ادعاى وصايت نمايد ولى چون مثبت و بيّنه براى ادعايش ندارد وصى بودنش از نظر حاكم ثابت نباشد حال در متعلق وصايتش شهادتى بدهد شهادتش مسموع است و نمىتوان اين مورد را بملاحظه اينكه ادعاى وصايت نموده از مصاديق و موارد اتهام به حساب آورد زيرا مورد اتهام جائى است كه وصايتش مسلّم و محرز باشد نه صرفا ادعاى آن را بنمايد چنانچه در همين مورد اگر كسى كه شهادتش مقبول نيست ادعاى وصى را تصديق نموده و بوصى بودن وى شهادت دهد چون به شهادت اين شخص وصايت ثابت نميشود باز در مورد اتهام قرار نگرفته و شهادت مدعى وصايت مقبول و پذيرفته است . قوله : على القول بملكه : ضمير در [ بملكه ] به عبد راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 235 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى