واجب است براى چند امر جهاد را ترك كنند :
الف : الامان اگرچه آن را افراد مسلمين بافراد كفار يا امام عليه السلام و نائبش در شهر به آنها بدهند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از امان : عبارت است از كلام يا آنچه در حكم آن است مانند نوشته يا اشاره كه در مقام اجابت درخواست كافر آورده مىشود دلالت بر سلامت نفس و مال او مىكند .
و محلّ و مورد آن كسى است كه قتال با او واجب است .
و فاعل و دهنده آن كسى است بالغ و عاقل و مختار باشد .
و عقد امان عبارتى است كه دلالت بر آن نموده چه از سنخ لفظ بوده يا نوشته و يا اشارهاى كه مفهم معنا باشد .
لازم بتذكر است كه شرط صحت اين عقد آن نيست كه از امام عليه السلام صادر شود بلكه اگر از افراد مسلمين نسبت بافراد كفار واقع شود نيز صحيح است .
و مقصود از آحاد افراد معدود و منحصر است و در اينجا عدد ده و كمتر از آن مىباشد .
قوله : و ما فى حكمه : ضمير بكلام راجع است .
قوله : لسؤاله ذلك : ضمير در [ لسؤاله ] بكافر عود كرده و مقصود از [ ذلك ] امان مىباشد .
قوله : و محلّه اه : ضمير به امان عائد بوده و مقصود از محلّ كسى است كه به او امان مىدهند .
قوله : و فاعله : ضمير به امان راجع بوده و مراد از فاعل
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 70
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٠