كشتن كودكان و ديوانهگان و زنان جايز نيست اگرچه در حرب كمك كنند مگر ضرورت ايجاب نمايد و نيز پيرمردى كه كبير السّن باشد و خنثاى مشكل را نيز نبايد بكشند .
ولى ديرنشين و مرد كبير السّن را كه در حرب يا از فكرشان استفاده مىكنند و يا از نيروى بدنى و به معركه قتال مىآيند مىكشند .
مرحوم شارح در ذيل [ الا مع الضرورة ] مىفرماين :
مثال ضرورت به اين است كه از اين افراد بعنوان ترس و دافع بلا استفاده كرده باشند و از آنطرف فتح منحصرا متوقف بركشتن ايشان باشد .
و بعد از [ و لا الشيخ الفانى ] مىافزايند :
مگر در وقتى كه از رأى او و طرحش در جنگ يا نيروى بدنيش استفاده شود كه كشتنش در اين فرض جايز است و نيز خنثاى مشكله را نبايد كشت چون در اين حكم همچون زنان است .
و در تفسير [ الكبير ] چنين مىنويسند :
مقصود از [ كبير ] مرد مسنّى استكه سنش كمتر از شيخ فانى باشد يا ممكن است همان شيخ فانى بوده و جهت تكرارش اين است كه بفرمايند قتلن وى نيز در صورتى كه قيد [ ان كان ذا رأى او قتال ] تحقق بيابد جايز است ولى بهرحال ذكر هريك سبب استغنا از ديگرى است .
قوله : لانه به حكم المرئة فى ذلك : يعنى در حكم بعدم جواز قتل .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 58
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٨