است يكنفر بر برج قلعه رود و سنگى بر سرش بغلطاند و ما را از زحمت او برهاند در حال امين وحى نازل شد و انديشه سوء ايشان را به محضر مباركش عرضه داشت ، حضرت از جاى برخاسته و به مدينه رفتند و در ساعت محمد بن مسلمه را فرمود كه بنزد بنى نظير مىروى و به ايشان مىگوئى با من از در حيلت درآمده و عهد خود شكستيد ، لذا از اين شهر بيرون رويد و تا ده روز براى كوچ كردن مهلت داريد پس از ابلاغ خبر جهودان عازم خروج شدند عبد اللّه بن ابى ايشان را پيغام فرستاد كه شما با من هم قسم هستيد از خانههاى خود بيرون نشده برج و بارو را محكم كنيد من با لشگريانم كه دو هزار تن هستند بمدد شما مىآيم لاجرم جهودان داخل قلعه مانده و فرمان حضرت را مخالفت كردند پس حضرت رايت جنگ به حضرت امير عليه السلم داده و خود از دنبال شتافتند لشگريان اسلام قلعه را محاصره كردند عبد اللّه بن ابى از معاونت ايشان دست بداشت جهودان به مدت 15 شبانهروز در حصار مقاومت كردند حضرت امر فرمود درختان خرماى ايشان را از بيخ بريدند و اين باعث شد كه جهودان از توقف در آن ديار دل بركنده پيغام فرستادند ما را امان دهيد كه اموال و اثقال خويش بار كرده بيرون شويم ، حضرت فرمود زياده از آنچه شتران شما حمل كنند با شما نگذارم ، ابتداء ايشان راضى نشدند ولى عاقبة الامر تن به آن داده و حاضر شدند حضرت فرمود چون نخست قبول نكرديد كيفر آن اين است كه هرچه داريد گذاشته بيرون رويد ، جهودان بيمناك شده از غم آنكه خانههايشان بهره مسلمانان نشود به دست خود خانههاى خويش را خراب كردند و به شرحى كه در كتب تاريخ هست
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 55
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٥