و منظور از [ لمتحرّف لقتال ] اين است كه وى در حالتى قرار گرفته باشد كه نتواند به سهولت با ايشان نبرد نمايد مثل اينكه رو به خورشيد قرار گرفته و تابش نور در چشمانش مانع از حرب است حال از اين قسمت ميدان گريخته و خود را به مكانى مىرساند كه پشت به آن بوده و بدين وسيله بدون مانع قتال مىنمايد .
يا مثلا زرهاش در حين مقاتله از بدنش بدر آمده لذا وى براى استوار نمودن آن و آراستنش به بدن خود را به پناهگاهى مىرساند تا بعد از تسويه زره به بدن بهتر بتواند مشغول كارزار شود .
يا مثلا در قسمتى واقع شده كه ميدان وسيع نيست و براى حمله و كرّ و فرّ تناسب ندارد از اينرو خود را به جائى وسيع مىرساند كه بهتر بتواند اظهار رشادت نمايد .
يا فى المثل چون احتياج به نوشيدن آب دارد خود را بنحويان از ميدان نبرد خارج مىكند كه بتواند بر سر آبى رفته و پس از رفع تشنگى با نيروئى تازه بحرب ادامه دهد .
و نيز همانطورى كه مرحوم مصنف فرموده كسى كه در موقعيت فعلى ادامه بجنگ چندان نفعى براى وى ندارد و اگر خود را به گروهى ديگر رسانده و در ضمن آنها بجنگد و در سايه حمايت و كمك ايشان حرب نمايد فعاليتش انفع و چشمگيرتر است مىتواند خود را از معركه قتال كنار كشيده و اين عمل را انجام دهد البته مشروط به اينكه بگروهى بپيوندد كه صلاحيّت كمك به او را داشته باشند و نيز از جبهه وى به مقدارى دور نباشند كه عرف به آنها مقاتل و محارب نگويند چه آنكه در اين صورت ملحق شدن بايشان شرعا جايز نيست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 51
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥١