تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
پس ايراد مرحوم مصنف در صورتى است كه از اينكلمات بعنوان اسم استفاده شود فلذا در اين فرض بناچار همانطورى كه ايشان در دروس فرمودند كلمات نامبرده اسم فعل شده و اشكال وارد مىگردد و ما نيز به آن ملتزم هستيم ولى نظر ما در تصحيح قسم به اين كلمات اين است كه آنها را بعنوان علميّت نمىنگريم بلكه از آنها به عنوان اشاره به ذات استفاده كرده و همچون لفظ جلاله مورد قسم قرار مىدهيم و قطعا مرحوم مصنف نيز در اين فرض با ما همراه و موافق است پس نزاعى در بين نيست . تبصره مقصود از اسماء حقتعالى كه صيغه قسم به آنها واقع مىشود اسمائى است كه بعنوان اسميّت و علميّت براى حقتعالى وضع شده و وقتى بطور مطلق و بدون قرينه گفته مىشوند منصرف بذات اقدسش بوده و غير از خالق متعال شخص ديگرى بذهن متبادر نشود اگرچه حقيقتا يا مجاز بين حضرتش و ديگران بطور مشترك وضع شده و احيانا در موارد استعمال هم نشوند مانند كلمات قديم ، ازلى ، رحمن ، رب ، خالق ، بارئ ، رازق . قوله : بواسطة الاوصاف الخاصة به : مثلا اسم ( مقلّب القلوب ) دلالت بر ذاتى دارد كه متّصف است باينكه تصرّف قلوب در يد قدرت او است و بدين وسيله وقتين اين اسم القاء مىشود ذات اقدسش باريتعالى بذهن تبادر مىكند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 257 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى