حاصل فرموده مصنف در كتاب دروس اين است :
اسماء باريتعالى سه نوع است :
1 - اسماء افعال يعنى اسمائى كه صفات افعال را معيّن و مشخّص مىنمايد مانند ( خالق ) و ( رازق ) .
2 - اسماء صفات ذات يعنى اسمائيكه به صفات فعل مربوط نيست بلكه دلالت به صفت ذات اقدسش دارند نظير ( الرحمن ) و ( الرحيم ) .
3 - اسم ذات يعنى اسمى كه اساسا به صفت مرتبط نيست بلكه مستقلا حاكى از ذات مقدسش مىباشد مانند لفظ ( اللّه ) .
اينكه مرحوم علامه و محقق قسم را به دو نحو فرمودهاند :
قسمى همچون ( و مقلّب القلوب و الابصار الخ ) و قسم ديگر مانند ( و اللّه و تاللّه ) به نظر صحيح نيست زيرا مرجع قسم اول به اسماء افعال است و اگر قسم به اين اسماء را صحيح بدانيم قطعا قسم باسماء صفات نيز بايد جايز و مشروع باشد چه آنكه اسماء افعال به مراتب از صفات ذات دور تر و فاصلهاشان با نفس ذات بيشتر است چنانچه صفات ذات نيز نسبت به نفس ذات چنين ميباشند و بهر تقدير صيغه مشروعه در مقام قسم را نمىتوان به دو نحو دانست بلكه منحصرا لازم است به ذات مقدسش قسم خورد يعنى به صيغههائى همچون ( و اللّه ) و ( تاللّه ) الخ چون تنها اسمى كه حاكى از نفس ذات است همين اسم شريف مىباشد .
قوله : قد استضعفها فى الدروس : ضمير منصوبى به [ ما ذكره ] راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 254
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٤