شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از شرط آن است كه امر ملتزم و واجب را بر آن معلّق مىنمايند مثلا در جمله اگر مسافرمان از سفر بازگردد براى خدا است بر ذمّه من كه به فقراء اطعام كنم جمله ( اگر مسافرمان از سفر بازگردد ) شرط مىباشد .
و بهر تقدير در صورتى كه مقصود ناذر از جزاء شكر باشد شرط را بايد از امور مباح و جايز قرار دهد اعم از اينكه راجح بوده يا صرفا مباح و مشروع باشد مانند اينكه بگويد :
اگر به حج بروم يا خداوند قادر فرزند به من عنايت فرمايد يا مالك فلان چيز بشوم پس براى خدا است بر من كه بشكرانه آن فلان عمل عبادى و طاعت را بجاى آورم .
ولى اگر منظورش از جزاء زجر و دورى از ارتكاب شرط باشد بايد شرط را يا از معاصى قرار دهد و يا مباحى كه ترك و منعش راجحست مثل اينكه بگويد :
اگر مرتكب زنا شدم يا خانهام را فروختم ( در صورتى كه فروش خانه مرجوح باشد ) پس براى خدا است بر من كه يك سال روزه مثلا بگيرم .
حال اگر در صورت اول يعنى موردى كه مقصود از جزاء شكر بود بجاى آن هدفش زجر باشد و بالعكس در فرض دوم از جزاء شكر قصد نمايند نذر باطل بوده و منعقد نمىشود .
البته مثال همان است كه قبلا گذشت فقط فارق و مايز قصد است بنابراين اگر در مثال اول چنين بگويد :
اگر به حج رفتم پس براى خدا است بر من جهت انزجار و دورى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 246
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤٦