جواب
شارح ( ره ) در جواب مىفرماين :
اگر وى را بچنين تكليفى مكلّف نمائيم چه بسا موجب ضرر در حق وى باشد چه آنكه در اين سنينن نوعا افراد داراى بنيه و نيروى كافى نيستند و چه بسا گرفتن روزه بر ايشان پرمشقت باشد به خلاف در باب مسافرت پس قياس ايندو با هم صحيح نيست .
و سپس مىفرماين :
همانطورى كه در عتق نيّت و تعيين واجب بود در اين فريضه نيز ايندو لازم مىباشند چنانچه اجزائى كه براى نيّت عتق گفتيم يعنى قصد وجه و قربت عينا در اينجا نيز به آن ملتزم و قائل هستيم .
و از خصائص اينجا كه در مسئله عتق نبود آنكه اگر مكلّف در شب نيّت روزه را فراموش نمود مىتواند تا ظهر روز بعد آن را تجديد نمايد ولى اگر نسيان و فراموشى بر او همچنان غالب و مستمر بود تا ظهر و در اين وقت يا بعد از آن متذكر شد وقت نيت گذشته و اين روزه باطل است منتهى از نظر ما على الاقوى موجب قطع تتابع نمىشود .
قوله : من اوله : ضمير به [ شهر ] عائد است .
قوله : اكمل ما بقى منه : ضمير در [ منه ] به شهر عود مىكند .
قوله : بعد الثانى : يعنى بعد الشهر الثانى .
قوله : و اجزئه الهلالى فى الثانى : ضمير در [ اجزئه ] به صائم عائد بوده و مقصود از [ فى الثانى ] ماه دوم است .