تراخى بنا را بر آنچه گرفته گذارده و بقيهاش را به اتمام رساند ولو حدوث اين موانع قبل از سى و يكروز باشد .
البته در سفر واجب و ضرورى كه گفتيم باعث قطع توالى نمىشود در صورتى است كه حدوث آن به صورت غير مترقبه و بدون علم قبلى باشد ، اما در فرضى كه وى قبل از شروع در روزهها ميدانستكه چنينن سفرى در پيش دارد نمىبايست اقدام بگرفتن روزه مىكرد ، بنابراين توالى قطع شده و هيچگونه عذرى براى او نيست زيرا با صبر كردن و گذشتن ايام سفر ضرورى يا واجب وى بر تحصيل توالى قادر بوده چنانچه اگر بفرارسيدن عيد قربان مثلا عالم باشد گرفتن روزهها را طورى بايد ترتيب دهد كه با آن مصادف نشده و بدين وسيله توالى منقطع گردد .
اما در حيض چنين نيست زيرا طبيعت زن در هرماهى چنين اقتضائى را دارد فلذا آن را نمىتوان جزء قواطع توالى قرار داد .
سؤال
در حيض نيز مىتوان بيانى كه در سفر گذشت بگوئيم به اين تقرير :
همانطورى كه با علم به سفر واجب و ضرورى شخص مكلّف به صبر كردن و گذشتن ايام مسافرت است زن نيز اگر صبر كند تا ايام يائسه بودنش فرارسد در اين ايام ديگر مانعى در پيش نبوده و روز را به طور متوالى مىتواند انجام دهد از اينرو چه اشكالى دارد كه بگوئيم همانطورى كه در مسئله سفر صبر لازم است در اينجا نيز چنين باشد .