بطور متعدد بر او واجب باشد يا فقط يك كفاره بذمه او باشد و نيز در اين حكم فرقى نيست بين اينكه كفارات متعدده از نظر سبب تغاير جنسى داشته يا با هم متحد باشند چنانچه اطلاق عبارت متن مقتضى اين تعميم است و در دروس به آن تصريح فرموده :
اما دليل و وجه وجوب قصد تعيين اين است كه كفاره نامى است مشترك بين مصاديق و افراد مختلف و چون مأمور به تخصّص و تشخّصش به تعيين مميّزات و مخصصات آن از مشاركاتش مىباشد لاجرم تا آنها را تعيين ننمايد مأمور به را در خارج ايجاد نكرده و به تكليف عمل نكرده است .
قوله : على وجهه : ضمير مجرورى به [ فعل ] راجعست .
قوله : يكفر عنه : ضمير به سبب راجعست مثلا اگر عتق را به جهت افطار در روز ماه مبارك رمضان انجام ميدهد بايد اين سبب را در حين عتق ملاحظه نموده و معيّن كند .
قوله : سواء تعددت الكفارة فى ذمته : مثل اينكه شخصى هم قتل خطائى انجام دادها و هم ظهار نموده و هم افطار عمدى كرده است كه براى هريك عبدى جداگانه بايد آزاد كند .
قوله : و سواء تغاير الجنس ام لا : مثالى كه اسباب با هم تغاير داشته باشند گذشت و موردى كه با هم متحد باشند همچون موردى كه شخص مثلا سه روز پىدرپى روزه ماه رمضان را افطار كرده .
قوله : و صرح به فى الدروس : ضمير در [ به ] باطلاق راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 195
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٥