از عقد مواقعه و نزديكيا هم واقع شده يا نشده باشد .
نكته ديگرى كه در اين مورد بايد مطرح شود اينكه لفظ ( دقيق ) در روايت و فتاوى مطلق است و قيدى بدنبال ندارد بنابراين از هرآردى كه كفاره را بدهد مبرء ذمّه مىشود ولى برخى از فقهاء فرمودهاند مطلق آرد مجزى نيست بلكه لازم است آرد نوعى از ماكولات را كه بعنوان كفاره مىتوان داد همچون گندم و جو در اينجا بدهند
قوله : بخمسة اصوع دقيقا : كلمه [ اصوع ] جمع صاع است و از نظر مقدار بين ارباب فن اختلاف است :
شافعى عقيدهاش اين است كه هرصاع معادل پنج رطل و يك سوم آن است .
ابو حنيفه و ابن ابى ليلى و ابن حى آن را مساوى با هشت رطل عراقى دانستهاند .
شريك بن عبد اللّه كه او نيز از علماى اهل سنت است مىگويد صاع از هشت رطل كمتر و از هفت رطل بيشتر است .
مرحوم سيد مرتضى علم الهدى از علماء اماميه در كتاب انتصار مىفرماين كه از متفردات اماميه است كه صاع نه رطل عراقى است .
و بهر تقدير مقصود از صاع بواحد جديد مطابق با يك من تبريز است .
قوله : و مستنده رواية ابى بصير اه : روايت مزبور را مرحوم فاضل تونى در حاشيه مخطوطه چنين نقل فرموده :
ابو بصير عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال :
سئلته عن امراة تزوّجها رجل فوجد لها زوجا ؟
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 176
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٦