لازم بيادآورى است حكمى كه گذشت مربوط به اولاد فرزند پسرى است اما اينكه اولاد فرزند دخترى نيز در اين حكم آيا به آنها ملحق هستند يا نمىباشند دو قول است كه قول اجود و نيكو عدم الحاق مىباشد .
چنانچه در همسر فرقى بين همسر دائمى يا منقطع نبوده و هردو از نظر حكم مزبور با هم متحد هستند .
و شايان توجه است كه اگر مردى همسرش را طلاق رجعى داد و قبل از انقضاء عده وى فوت شد و مرد در عزايش جامه بر تن دريد حكمش نيز همين است چه آنكه وى تا مادامى كه در عده هست از نظر تمام احكام همچون همسر وى مىباشد .
ولى كنيز از نظر اين حكم به همسر ملحق نيست اگرچه با وى آقايش همبستر شده يا احيانا ام ولد نيز باشد .
قوله : و انكانت سرية : كلمه [ سرية ] بضم سين و تشديد راء مكسوره و ياء مشدده كنيزى را گويند كه براى استمتاع اختيار مىكنند .
متن :
و يعتبر في الخدش الإدماء كما صرحت به الرواية و أطلق الأكثر ، و صرح جماعة منهم العلامة في التحرير بعدم الاشتراط .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
شرطست در وجوب كفاره بابت خدشهاى كه به صورت وارد مىكنند آنكه خون جارى شود چنانچه روايت به آن تصريح نموده .
ولى اكثر فقهاء بطور مطلق خدشه را موجب ثبوت كفاره دانستهاند
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 171
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧١