كفاره در چيدن موى معلوم نيست صرف ازاله باشد تا در نتيجه بگوئيم تراشيدن و سوزاندن نيز با آن در اين معنا مشتركند پس از نظر حكم به آن ملحق مىباشند .
و همچنين اگر زن مويهاى خود را در غير مصيبت بچيند در الحاقش به چيدن در مصيبت دو احتمال است :
احتمال اول : بگوئيم چون نصّى در آن وارد نشده پس ملحق نيست .
احتمال دوم : ملتزم شويم به اينكه اگر در مصيبت چيدن موى كفاره داشته باشد با اينكه حالت مصيبت خود چه بسا مقتضى براى آن بوده و بواسطه خروج از حال طبيعى بسيار اتفاق افتاده كه افراد مخصوصا طائفه زنان كه احساسات بر آنها بيشتر حاكمست بچنين عملى دست مىزنند ، پس بطريق اولى چيدن در غير آن بايد كفاره داشته باشد .
شارح پس از نقل ايندو احتمال مىفرماين :
اولويّت ممنوع است و بر اساس آن نمىتوان به اين احتمال پاىبند بود و بر طبقش فتوى داد زيرا حكمت و علّت حكم در مورد چيدن در هنگام مصيبت معلوم و محرز نيست تا در غير آن حكم را بر پايه اولويّت استوار كرده و به آن متمايل شد .
قوله : و قبله : يعنى و قبل از مصنف ( ره ) .
قوله : استنادا الى رواية ضعيفه : روايت ياد شده را مرحوم صاحب وسائل در ج 15 ص 583 به اين شرح نقل نموده :
محمد بن الحسن باسنادش از احمد بن محمد بن داود القمى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 167
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٧