حسن و پسنديدهاى را گويند كه علاوه بر حسن ذاتى مشتمل بر وصف زائدى كه آن نيز از سنخ حسن است مىباشد اعم از اينكه طرف نقيض فعل يعنى ترك ممنوع باشد تا واجب تحقق يابد يا چنين نباشد و بدين وسيله مستحب وجود پيدا كند .
سپس مىفرماين :
اما نهى از مكروه نه داخل در امر بمعروف است و نه در نهى از منكر .
اما عدم دخولش در معروف بسى واضح و روشن است و اما وجه عدم دخول آن در منكر اين است منكر به فعل قبيحى مىگويند كه فاعلش به قبح آن عارف و عالم باشد يا دليل بر قبح آن قائم شده باشد و بهر تقدير مكروه در آن داخل نيست زيرا مكروه اساسا قبيح نميباشد پس اينكه مرحوم مصنف آن را در نهى از منكر عنوان فصل جدا نمود بسيار بجا و صحيح مىباشد .
قوله : فلذا افردهما عنهما : ضمير در [ افردهما ] به الامر بالمندوب و النهى عن المنكر راجع است .
و در [ عنها ] به الامر بالمعروف و النهى عن المنكر برمىگردد .
متن :
و إنما يجبان مع علم الآمر و الناهي المعروف و المنكر شرعا لئلا يأمر بمنكر أو ينهى عن معروف ، و المراد بالعلم هنا المعنى الأعمليشمل الدليل الظني المنصوب عليه شرعا .
شرائط امر بمعروف و نهى از منكر
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :