دانستهاند مانند مرحوم شيخ الطائفه و ابن ادريس ، ايشان فرمودهاند همانطورى كه عقل وجوب ردّ وديعه و قبح ظلم را درك مىكند عينا وجوب امر بمعروف و نهى از منكر را ادراك مىنمايد .
بعضى ديگر از فقهاء همچون مرحوم علم الهدى سيد مرتضى و ابو الصلاح الحلبى فرمودهاند وجوب ايندو صرفا از طريق سمع و نقلن است و بر مدّعاى خود متمسّك به ادلهاى شدهاند كه نقل آن در اين كتاب باعث تطويل مىشود طالبين به آن كتاب رجوع نمايند .
مؤلف گويد :
از عبارت مرحوم شارح در اينجا چنين برمىآيد كه در وجوب سمعى ايندو اختلافى نيست و هردو قائل اين نحو وجوب را توافق دارند منتهى اختلافشان در اين است كه آيا با قطع نظر از دليل نقلى عقل نيز به آن حكم مىكند يا مستقلا حكمى ندارد .
و مرام و مسلك ايشان اين است كه عقل دلالت داشته و اين قول اصح القولين در اين مسئله مىباشد .
قوله : فلانهما لطف : لطف در اصطلاح متكلمين آن است كه حقتعالى بنده را در حالتى قرار دهد كه اقرب بطاعت و ابعد از معصيت باشد ، ايشان اين امر را در حق حضرتش جلّت عظمته حتمى مىدانند و مىگويند امكان ندارد امرى كه مشتمل بر دو خاصيّت مذكور باشد از محضر فيض او فوت شود و منظورشان از وجوب لطف همين معنا است بنابراينن برخى از اشكالات بر عبارت ايشانكه ناشى از سوء فهم و عدم انتقال به مقصود آنها است مندفع مىگردد و به هرتقدير با توجه به اين معنا چون امر بمعروف و نهى از منكر مشتمل بر دو
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 121
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢١