در ترك معاصى بلااختيار گذارد البته اشكال مزبور وارد متوجه است و تقرير فوق صحيح مىباشد ولى چون الجاء و سلب اختيار در مقام تكليف امر ممتنعى است لاجرم معناى ايندو درباره حق تعالى چنين نيست اگرچه در غير حضرتش امر بمعروف به معناى وادار كردن و نهى از منكر به معناى بازداشتن و زجر نمودن است اما به ملاحظه محذور ياد شده ( امتناع الجاء و زجر در مقام تكليف ) اين دو در حق او معناى ديگرى دارند و هيچ ايرادى ندارد كه امر واجبى باختلاف موارد و مواضعش معناى مختلفى داشته باشد به اين معنا كه امر به معروف و نهى از منكر باعتبار تحققشان در مورد بندهگان به معناى وادار كردن و زجر نمودنست ولى بملاحظه تحققشان در مورد حقتعالى عبارتند از ترغيب به طاعت و تخويف و انذار از مخالفت و معصيت و بدينوسيله امر تكليف باطل نمانده و از آن طرف حضرتش لطف را بر بندهگان مراعات نموده و اشكال مزبور مندفع مىگردد .
و اما دوم : ادله نقليه در كتاب شريف و اخبار مرويّه بسيار مىباشد و از قرآن آيه ( 104 ) از سوره آل عمران استكه مىفرمايد :
و لتكن منكم امّة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر .
يعنى و بايد دستهاى از شما باشد كه ديگران را بصلاح دعوت نموده و به كارهاى پسنديده واداشته و از امور ناپسند و زشت زجر و نهى نمايد .
و از اخبار روايتى است از وجود اقدس نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم كه مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 119
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٩