شارح ( ره ) مىفرماين :
همانطورى كه مرحوم مصنف فرمود ناذر در صورت امكان بايد به نذرش وفاء نموده و پياده به حج رود اعم از اين كه آن را از سواره ارجح و افضل بدانيم يا چنين معتقد نباشيم چنانچه اگر نذر نموده سواره به حج رود حكمش همين است .
ولى بعضى از فقهاء فرمودهاند هركدام از سواره و پياده اگر راجح باشند نذرشان صحيح است و بنابراين غير راجح نذرش باطل است .
شارح ( ره ) سپس مىفرماين :
بهر تقدير مبدء فعل چه سواره و چه پياده از شهر ناذر بايد ملاحظه شود و دليل ما بر اين حكم قضاوت عرف است كه اين طور حكم مىكنند مگر ناذر در صيغه نذر دليل و قرينهاى بر خلاف آن ايراد كند مثل اينكه در آن تصريح كند مقصودش از ميقات استكه در اينجا بايد به همان عمل نموده و تابع آن باشد .
و محتمل است كه مبدء را از اول افعال قرار داد يعنى از ابتدا ميقات زيرا قرينه حاليه دلالت بر آن دارد چه آنكه وقتى كسى مىگويد نذر كردم حج را پياده بجاى آورم ظاهر حال شهادت ميدهد كه مقصودش افعال حج است نه اموريكه از آن خارج و اجنبى هستند همچون طريق و مسافت تا ميقات .
و اما منتهاى آن : عبارت است از اخرين افعال واجب حج يعنى رمى جمار بعد از روز عيد زيرا صفت مشى يا ركوب بايد با تمام افعال واجب حج مقارن و مصاحب باشد لاجرم اتمام آن
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 80
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٠