قطعا در قسم دوم مقدمه وجوبى ندارد چنانچه وجوب سلوك طريق در بحث ما نيز از همين قبيل مىباشد و لذا اگر كسى طول طريق را بدون نيت حج سفر كند يا اساسا غير حج را نيّت و قصد كند و پس از رسيدن بميقات تبدل رأى بر او حاصل شده و قصد حج را نمايد قطعا حجّش صحيح و مجزى از حجة الاسلام مىباشد يا كسى با حال غفلت يا جنون اگر طريق را پيمود و قبل از اينكه از ميقات محرم شود هوشيار يا عاقل شد و از ميقات به بعد را سالما رفت وى نيز حجّش حتما صحيح مىباشد چنانچه اگر در راه اجير ديگران شد و بميقات كه رسيد مستطيع گشت يا در مسافت راه با تكلّف مسافرت نمود بدون اينكه متحمل خرجى شود يا با خرج ديگران اين مقدار راه را پيمود و در رأس ميقات مستطيع شد در تمام اين موارد و صور حج وى صحيح و از حج واجبش كفايت مىكند و تمام اين امثله و اشباه آنها حاكى است از اينكه طريق اصلا هيچگونه دخالتى در اعمال حج و وجوب آن ندارد حتى از سنخ مقدمات واجبه نيز نميتوان آن را به حساب آورد و لذا در بسيارى از اخبار چنين وارد شده كه براى او حج بدهند بدون اينكه نامى از بلد و شهر ميّت برده شده باشد و اين تعبير مقتضى بيش از حج ميقاتى نيست يعنى همان افعال لازمه و مخصوصه در حج كه ابتداء آنها احرام از ميقات است .
پس در نتيجه بايد گفت سزاوار و شايسته اين است كه خبر مزبور و امثال آن را بر صورتى حمل بايد كرد كه ميّت وصيّت به حجّ كرده و براى اداء آن مقدار مالى نيز كنار گذارده چنانچه شرح آن قبلا گذشت .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 55
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٥