رأى مزبور را مشهور قائل و اضافه كردهاند كه لازم است اين سه بعد از اين تحوّل نيّت وجوب براى حج را تجديد نمايند نهايت اين معنا در عبد خيلى روشنتر و واضحتر است چه آن كه تمام شرائط تكليف در عبد موجود فقط رقّ بودن مانع از وجوب بوده است و بعد از زوال مانع البته لازمست نسبت به بقيه اعمال نيّت وجوب نمايد .
پس اينكه مشهور فرمودهاند اين حج در حق ايشان مجزى است همانطورى كه مرقوم شد اجزاء نسبت به عبد بىمؤنهتر و واضحتر از آن دو ديگر است زيرا چه بسا ممكن است توهم شود طفل يا مجنون مقدارى از عمل را در حالى بجاى آوردند كه واجد شرائط تكليف نبودهاند پس بعد از حصول شرط احتمالا وجوبى نيز متوجه ايشان نيست بلكه تا سال آتيه اگر استطاعت و قدرتشان باقى باشد تكليف به حج ثابت و الا مكلّف به آن نيستند .
ولى اين توهم درباره عبد نيست چون از ابتداء چنانچه گفتيم شرائط موجود و هيچگونه مانعى در بين نبوده است اگرچه از نظر مشهور فرقى بين اين سه نيست منتهى اجزاء در حق ايشان بطور تشكيك و واضح و اوضح ثابت است .
تنبيه
لازم به يادآورى است اجزاء در اينجا نسبى و اضافى مىباشد به اين معنا كه از جهت محذور و مانعى كه قبلا وجود داشت الآن