اذن پدر يا پدر و مادر نيست چنانچه مرحوم شيخ نيز به همين رأى معتقد است و مرحوم مصنف نيز در كتاب دروس به آن تمايل پيدا نموده و از نظر ما نيز اين سخن در صورتى كه سفر مستلزم خطراتى نباشد نيكو است ولى در غير اين صورت بايستى به اذن والدين باشد .
مترجم گويد :
وجه ظهور كلام مصنف در عدم احتياج اذن در حج فرزند اين است كه لزوم اذن را ايشان فقط در زن فرمود ، پس از اينكلام به خوبى امر مزبور استفاده مىشود .
و اما مدرك عدم احتياج حج واجب در زن باذن شوهر رواياتى است از جمله حديثى كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 8 صفحه 110 به اين شرح نقل مىفرمايد :
محمد بن الحسن باسنادش از موسى بن القاسم از عبد الرحمن از علاء از محمد يعنى ابن مسلم از ابيجعفر عليه السلام قال :
سئلته عن مرأة لم تحج و لها زوج و ابى ان يأذن لها فى الحج فغاب زوجها ، فهل لها ان تحج ؟
قال : لا اطاعة له عليها فى حجة الاسلام .
و اما دليل بر لزوم اذن در حج مستحبى آن نيز مفاد اخبار بسيارى است از جمله خبرى كه مرحوم صاحب وسائل آن را در صفحه نامبرده چنين نقل نموده :
از محمد بن الحسن از ابن جبلة از اسحق بن عمار از ابى الحسن عليه السلام قال :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 21
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١