است در آفاق اقامه نمود با قياس به صورت قبلى مىگوئيم : در صورتى كه دو سال تمام در آفاق ساكن باشد در سال سوم اگر استطاعتش در آفاق حاصل شده باشد مىبايد حج تمتع بجاى آورد ولى داخل دو سال اگر مستطيع شد همان حج قران و افراد بر وى لازمست و از نظر كمّ و كيف استطاعت مىگوئيم : اگر نيّت اقامه هميشگى داشته باشد داخل دو سال استطاعت اهل آفاق مناط وجوب حج بر او است اگرچه فرض او حج افراد و قران است و در غير اين صورت علاوه بر اينكه حج واجبش قران و افراد است استطاعتش نيز استطاعت مكى بايد باشد البته تفصيل مزبور در صورتى است كه وى قبل از عزيمت به آفاق مستطيع نشده باشد و الا در تمام صور بدون هيچگونه تفصيلى مىبايد همان حج قران يا افراد را بجاى آورد .
پس از شرحى كه در دو صورت اصل و عكس داده شد چنين برمىآيد كه مقيم در بلدى از نظر كمّ و كيف استطاعت زمانى تابع بلد اقامت است كه نيّت اقامه هميشگى داشته باشد و در غير اين صورت استطاعت شهر خود مناط حكم براى او است بنابراين شخص آفاقى اگر بخواهد در بلد ديگرى از بلاد آفاق كه با وى در نوع حج تمتع مشترك است اقامت كند در صورتى كه به قصد دائمى در آن بماند و در همانجا قبل از سپرى شدن دو سال مستطيع شود در صورتى كه استطاعتش همچون استطاعت بلد اقامه باشد حج بر وى لازمست اگرچه در حصول استطاعت شهر خود اين مقدار كافى نباشد در حالى كه اگر قصد دائمى نداشته باشد مستطيع نبوده و الزاما استطاعت بلد خود را بايد مناط وجوب حج قرار دهد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 209
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٩