فقال : تمتع . ( وسائل ج 8 ص 177 ) البته غير اين دو روايت اخبار بسيار ديگرى است كه به همين مضمون وارد شده و به نظر فاتر حقير سوق و لحن اين روايات به نحوى است كه از حمل بر ضرورت آبى است فلذا بين اين اخبا و روايات مدرك مشهور مىبايست بطور ديگر جمع نمود مثلا بگوئيم اخبار مشهور ناظر به حج واجب است ولى اين اخبار حج مستحبى و يا واجب نذرى را مىفرمايد كه نذر در آن مطلق است كه در اين صورت مستحب است مكى از حدود حرم خارج شده و بر يكى از مواقيت عبور كند و به اين وسيله حج را بنحو تمتع بجاى آورد اگرچه مىتواند بنحو قران و افراد نيز آن را انجام دهد ولى به لحاظ افضل بودن تمتع سزاوار است آن را به اين نوع حج مبدل نمايد .
بنابراين روايات مزبور از جواز عدول مكى از قران و افراد به تمتع در مورد حج واجب شرعى منصرف مىباشد و با كمى دقت در مضامين اين احاديث اين معنا روشن و واضح مىشود .
قوله : العدول الى غيره : ضمير در [ غيره ] به [ نوع ] راجع است .
قوله : و عليه الاكثر : ضمير در [ عليه ] به عدم جواز عدول راجعست .
قوله : و به روايات : ضمير در [ به ] به [ جواز ] عائد است .
قوله : اما النائى : مقصود آفاقى و كسى استكه در فاصله بيشتر از شانزده فرسخى مكه است .
قوله : الا لضرورة اه : مرحوم شارح مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 163
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٣