بعضى از ايشان مىگويند اگر شركت هم نداشته باشند بلكه تنها گوسفندهاى زيد و عمرو از نظر مسرح ( چراگاه ) يا مراح ( بضمّ ميم بعضى استراحتگاه چهارپايان ) و يا مشرع ( مكانى كه از آن آب ميخورند ) يا فحل ( نرى كه روى مادهها كشيده مىشود ) يا حالب ( دوشنده شير ) يا محلب ( ظرف شير ) با هم متّحد باشند با هم ضميمه شده و صاحبان آنها مشتركا يك گوسفند بعنوان زكات بايد بدهند .
شارح ( ره ) در مقابل اين قول باطل مىفرماين :
اينطور نيست كه املاك و اموال متفرّق كه مالكين متعدّد دارند با هم جمع و منضم شده و در صورت رسيدن بحدّ نصاب متعلّق زكات قرار گيرند اگرچه از جهات نامبرده با هم متّحد و مشترك باشند چنانچه اموال و املاك متعدّدى كه مالك آنها هم شخص واحدى است بين آنها تفرقه و جدائى نبايد قرار داد اگرچه از هم دور باشند مثل اينكه شخصى در چهل شهر چهل رأس گوسفند دارد يعنى در هر شهر يك رأس ، در اينجا بر او واجب است زكات آنها را بدهد اگرچه بين بلاد مسافت زيادى فاصله باشد .
قوله : و ان كان مشتركا : ضمير در [ كان ] به ملك راجعست .
قوله : و ان تباعد : ضمير در [ تباعد ] به ملك عائد است .
قوله : بان كان له بكلّ بلد شاة : ضمير در [ له ] به صاحب ملك عود مىكند .
متن :
( و أما النقدان فيشترط فيهما النصاب و السكة ) و هي النقش الموضوع للدلالة على المعاملة الخاصة ، بكتابة و غيرها و إن هجرت فلا زكات في السبائك و الممسوح و إن تعومل
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 75
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٥