نيست ولى چنانچه مشهور بين فقهاء است اين دو زمان با هم متّحد نيستند بلكه زمان تعلّق وجوب در گندم و جو موقع انعقاد حبّه مىباشد و در كشمش زمانى است كه غوره بسته شود ، و در خرما هنگامى است كه رنگ بياندازد و زمان وجوب دفع در غلّات اربعه وقتى است كه آنها را چيده و تصفيه نموده و بخواهند استفاده خوراكى از آنها ببرند و پر واضح است كه بين اين دو زمان فاصله قابل ملاحظهاى مىباشد ، بنابر اين حكم بعدم جواز تأخير از زمان تعلّق وجوب مفهوم چندانى ندارد .
توجيه شارح ( ره )
مرحوم شارح سپس در مقام توجيه عبارت مىفرماين :
ممكن است براى دفع اشكال از مصنّف ( ره ) بگوئيم مقصود ايشان از [ وقت الوجوب ] وجوب اخراج است نه زمان تعلّق وجوب ، بنابر اين عبارت مزبور با مرام و مذهب مصنّف ( ره ) كه همچون مشهور دو زمان را متغاير دانسته و قائل به تفصيل بين آن دو است مناسب و موافق مىباشد چه آنكه طبق اين رأى تأخير دفع زكات به مستحقّ از زمان تعلّق وجوب قطعا جايز است امّا از موقع اخراج نه بنابر اين قول تأخير مشروع است و نه بفرموده كسانى كه دو زمان را متّحد فرض كردهاند .
و على كلّ تقدير ، عدم جواز تأخير در صورتى استكه دفع ممكن باشد و معذلك مالك تأخير در آن بنمايد ولى اگر بواسطه عدم تمكّن از مال يا به جهت ترس از ظالمى و يا بعلّت نبودن مستحق فعلا دفع را تأخير انداخت قطعا تا بر طرف شدن عذر جايز مىباشد .
و بايد توجّه داشت كه تأخير در صورت امكان دفع هم موجب ضمان
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 112
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٢