ه : كسى كه دارائى او را سارقى سرقت نموده .
و : متموّلى كه ثروتش در اختيار ديگرى است و او انكار مىكند كه اموال مال وى مىباشد و فرض اين است كه صاحب مال حتّى مقدارى از آن را كه زكات به آن تعلّق مىگيرد نمىتواند آزاد كند زيرا در صورتى كه مقدارى از مال را بتواند از دست وى بدر آورد ولو به اين نحو باشد كه مقدار ديگر مال را صرف اين كار كند يا متوسّل به ظالمى شود در اين تقدير اگر بعضى از مال را احياء كرد و خرجى كه نموده از آن برداشت و ما بقى واجد شرائط زكات بود لازمست زكات آن را بدهد .
3 - و ممكن است علّت ممنوعيّت از تصرّف غيبت اموال باشد مثل اين كه : ثروت و دارائى او گمشده باشد يا ارثى بوى رسيده كه هنوز نه خود و نه وكيلش آن را قبض كردهاند كه در هيچيك از اين موارد زكات بر او نيست .
قوله : كتاب الزكوة : زكات بر دو قسم :
اوّل : زكات مال .
دوّم : زكات بدن كه از آن به زكات فطره تعبير مىكنند .
مرحوم مصنّف از هر دو قسم در اين كتاب بحث فرموده كه شرح هريك جداگانه انشاء اللّه خواهد آمد .
قوله : و فصوله اربعة : ضمير در [ فصوله ] بكتاب الزّكات راجع است .
قوله : فلا زكات على الصّبىّ : بقيد [ البالغ ] صبىّ كه طفل نابالغ است خارج گرديد .
قوله : و المجنون : بقيد [ العاقل ] مجنون خارج شد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 11
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١