از ديگرى بود مقدّم است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از اين كلمه محتمل دو وجه است :
الف : مطلق كثير السّن بر غير مقدّم باشد .
ب : خصوص كسى كه عمرش در شرع انور اسلام بيشتر بوده بر ديگرى مقدّم باشد .
چنانچه مرحوم مصنّف نيز در غير اين كتاب قيد ( فى الاسلام ) را ذكر نموده و بدين ترتيب احتمال دوّم را عملا ترجيح داده است .
5 - الاصبح وجها :
و در صورتى كه از نظر مرجّح قبلى نيز با هم مساوى باشند هركدام كه اصبح وجها باشند بر غير خود مقدّم مىشود .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اين كلمه نيز محتمل دو معنا است :
الف : بگوئيم مقصود از آن اينست كه هركدام كه زيباتر و جميلتر هستند بر ديگرى مقدّم است زيرا زيبائى و جمال خود دلالت دارد كه صاحب آن مورد عنايت بيشتر حق تعالى قرار گرفته است .
ب : بگوئيم مراد اين است كه هركدام نزد مردم خوشنامتر هستند حقّ تقدّم با او است چه آنكه در عرف وقتى بخواهند استدلال بر صالح بودن اشخاص كنند مىگويند فلانى شخص صالح و نيكى است زيرا اگر چنين نمىبود خداوند او را بين خلائق خوشنام قرار نمىداد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
از جمله مرجّحاتى كه بعضى از فقهاء آن را ذكر كردهاند هاشمى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 487
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٨٧