به بلاد اسلامى هجرت كردهاند بر ديگرى مقدّم است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود و معناى اصلى اين كلمه همين تفسير است ولى در زمان و عصر ما اصطلاحا از آن معناى ديگرى را اراده مىكنند و آن اينست : هركدام كه به طلب علم زودتر رفته باشند بر ديگرى ترجيح دارد .
بعضى از فقهاء گفتهاند :
مقصود از آن اين است كه هركس كه به شهر زودتر آمده و در آن سكنى اختيار نموده باشد البتّه معنا و تفسير اخير از معانى مجازى اين كلمه مىباشد و چنانچه قبلا هم گفتيم معناى حقيقى آن همان تفسير اولى است .
و بهر تقدير وجه تقديم و ترجيح به اين تفسير آن است كه بلاد و شهرها به لحاظ اينكه مظانّ اتّصاف باخلاق فاضله و كمالات نفسيّه هستند لاجرم بر قراء و بوادى مقدّم بوده در نتيجه كسى كه زودتر به شهر آمده باشد اتّصافش به فضائل و كمالات مقدّمتر است از شخصى كه از اين نظر متأخّر باشد حتّى در دنائت قراء و اهل آن گفتهاند :
جفا و قساوت قلب از دهات برخاسته و نوعا ( فدّادين ) يعنى چوپانان كه در صحراء و دهات هستند به اين رذائل اخلاق موصوفند و بعضى ديگر از فقهاء مقصود از ( اقدم هجرة ) را چنين دانستهاند :
مراد اين است كه اولاد كسانى كه هجرتشان بر ديگران مقدّم بوده مقدّم مىباشند .
4 - الاسن :
در صورتى كه در مرجّح قبلى نيز با هم مساوى باشند هركدام كه اسنّ
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 486
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٨٦