مزبور بر مأمومين لازم نيست زيرا وى خليفه و جانشين امام قبلى است پس در حكم وى بوده و اقتداء به امام اوّل كفايت مىكند .
و بعد براى ازدياد توضيح مىفرماين :
مانع مزبور اگر قبل از اينكه امام قرائت بخواند عارض شد بر نائب واجب است قرائت را بخواند يا اگر بواسطه فقدان شخص صالح مأمومين قصد فرادى نمودند خود بايد بخوانند و در صورتى كه در اثناء قرائت حادثهاى واقع شود در آن سه احتمال است .
1 - مقدار قرائتى كه امام خوانده صحيح و از دنباله آن بقيّه را ادامه دهند .
2 - حمد و سورهاى كه امام در اثنائش گرفتار حادثه شد اعاده كنند اگر چه وقوع حادثه بعد از حمد و در اثناء سوره باشد .
3 - تنها اعاده سورهاى كه امام در بين آن از صلاحيّت ادامه نماز خارج شده كافى است .
شارح احتمال اخير را تحسين نموده و اختيار مىنمايند .
و اگر بعد از اتمام قرائت مانع عارض شود دو احتمال است :
الف : لزوم اعاده قرائت بر نائب يا منفرد .
ب : اكتفاء به قرائت امام و ادامه بقيّه نماز شارح ( ره ) احتمال دوّم را ترجيح مىدهند .
قوله : او مطلقا : يعنى ولو كمتر از يكركعت عقب مانده باشد
قوله : من شهد الاقامة : يعنى من حضر الاقامة .
قوله : فان بقى مكلّفا : ضمير در [ بقى ] به امام راجعست .
قوله : فالاستنابة له : ضمير در [ له ] به امام عود مىكند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 468
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٦٨