12 - و نيز شخصى را كه در جماعت مسبوق واقع شده نائب امام جماعتش كنند .
مؤلف گويد :
جمله [ و ان يستناب المسبوق الخ ] معطوف است به [ و ان يؤّم الاجذم و الابرص ] و حاصل مراد اينست :
در موقع عروض مانع براى امام بطورى كه نتواند بقيّه نماز را ادامه دهد مكروه است مأمومى را كه به مقدار يك ركعت و يا مطلقا ( چه به مقدار يك ركعت و چه كمتر و چه بيشتر ) از جماعت و امام عقب مانده نائب وى قرارش دهند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
بلكه سزاوار است كسى را كه از ابتداء اقامه حاضر بوده به جاى او نصب كنند .
و سپس چنين ادامه مىدهند : هنگامى كه نماز امام باطل شد از دو حال خارج نيست :
يا به حالت تكليف باقى است كه در اين صورت تكليف و وظيفه او است كه براى خود نائب قرار دهد و يا بواسطه جنون يا اغماء و امثال آن از حالت مذكور خارج شده كه در اين فرض بر مأمومين است يكى را از بين خود بعنوان امام برگزينند و در هردو صورت چه امام نائب براى خود قرار دهد و چه مأمومين مباشرت به آن نمايند بر مأمومين لازم است كه نيّت اقتداء را به امام دوّم منصرف كنند به اين معنا كه قصدشان اين باشد كه از دنباله نماز نائب ، امامشان باشد .
بعضى از فقهاء در صورتى كه امام نائب را معيّن نموده گفتهاند نيّت
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 467
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٦٧