شارح ( ره ) مىفرماين :
و دليل آن نيز نهى وارد در اخبار است و نيز بعد از اجراء حدّ بر آن اعتبار و مكانتش از قلوب زائل گشته و چندان احترامى بين خلق خدا ندارد .
مؤلف گويد :
خبر مشاراليه در بالا گذشت .
د : اعرابى براى مهاجر .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از اعرابى كسانى است كه در باديه و صحرا ساكن مىباشند و به عبارت ديگر چادرنشين و بيابانى .
و مراد از مهاجر : در مقابل اعرابى است ، يعنى شخصى كه در شهر منزل دارد و ممكن است منظور از مهاجر معناى حقيقى آن باشد يعنى كسى كه از بلاد كفر به بلاد اسلامى سفر نموده .
در صورتى كه مقصود احتمال اوّل باشد وجه كراهت امامت چادرنشين براى شهرى اين است كه :
نوعا اينقبيل مردم از مكارم اخلاق و محاسن آداب كه بحسب عادت در شهر مىبايد تحصيل كنند بدور مىباشند لاجرم كسى كه متمدّن و با قوانين و آداب حسنه بلاد مؤدّب و مأنوس است نمىبايد بچنين شخص اقتداء نمايد اگر چه عادل بوده و اقتدائش بحسب ظاهر بىاشكال باشد و از اين گذشته نصّ و روايت دلالت بر آن دارد كه قبلا گذشت .
بعضى از فقهاء همچون مرحوم شيخ طوسى امامت اعرابى را حرام و ممنوع دانستهاند و دليلشان ظاهر نهى سابق است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 463
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٦٣