امام و ضمير مجرورى در [ فيها ] به اذكار راجعست .
قوله : و ان كان مسبوقا : ضمير در [ كان ] بمأموم راجعست .
قوله : ما لم يؤدّ الى العلوّ المفرط : ضمير فاعلى در [ يؤدّ ] به اسماع راجعست .
قوله : المؤدّى اليه : ضمير مجرورى به علوّ مفرط راجعست .
متن :
( و يكره العكس ) بل يستحب للمأموم ترك إسماع الإمام مطلقا ، عدا تكبيرة الإحرام لو كان الإمام منتظرا له في الركوع و نحوه ، و ما يفتح به على الإمام ، و القنوت على قول .
شرح فارسى :
مرحوم مصنّف مىفرماين :
9 - بر مأموم مكروه است كه صداى خود را به گوش امام برساند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
بلكه مستحبّ است مأموم اسماع به امام را ترك كند چه در نمازهاى جهريّه و چه سريّه و نيز بدون اينكه در اينحكم بين اذكار فرقى باشد بلكه مطلق اذكار را بهتر است آهسته بگويد مگر در سه مورد بشرح زير :
1 - اگر امام در ركوع حس كرد كه مأمومى بوى اقتداء نمود فلذا براى رسيدن به ركوع و درك ركعت اندكى ركوع را طول داد در اينجا بر مأموم جايز است كه تكبيرة الاحرام را بلند گفته بطورى كه امام از الحاق مأموم بوى مطلّع شده و بيش از اندازه مورد احتياج ديگران را در ركوع معطّل نكند .
2 - اگر امام سهوا يا از روى نسيان مرتكب اشتباهى شد در اينجا اگر مأموم خواست او را متوجّه اشتباه كند قهرا بايد با صداى بلند اين كار را عملى كند فلذا اسماع مأموم در اين مورد نيز مكروه نيست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 459
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٥٩