داشته و قطعا اين امر بملاحظه ادراك فضيلت است لاجرم امتثال آن موجب احراز فضيلت مىباشد و امّا اينكه فضيلت محرزه به قدر فضيلت جماعتى است كه از اوّل ادراك شده ، اين امرى است مجهول كه در لسان ادلّه به آن اشاره يا تصريحى نشده .
سپس مىفرماين :
اگر در هردو صورتى كه ذكر شد مصلّى بعد از گفتن تكبير به حالت ايستاده صبر كرد تا امام از نماز فارغ شد و يا ايستاد براى خواندن ركعت ديگر يا فرض كرديم كه مأموم بعد از تكبير نشست و در جلوس فقط با امام همراهى كرد بدون اينكه سجده كرده يا تشهّد بخواند در اين صورت نيز نمازش بدون استيناف نيّت صحيح است .
حاصل آنكه قاعده كلّى در اين مسئله آن است كه مأموم با امام در جميع احوال داخل شده و از او متابعت كند منتهى اگر در ضمن تبعيّت از وى ركنى از اركان را اضافه نمود لازم است نيّت را استيناف و نماز را تجديد نمايد و در غير اين صورت استيناف لازم نبوده و مجرّد زوائد غير ركنى اشكالى ندارد .
سپس مىفرماين :
اگر در اثناء متابعت : يك سجده اضافه نمود در آن دو وجه محتمل است :
1 - استيناف .
2 - استمرار .
ولى احوط آنست كه نمازش را استيناف كند .
البتّه بايد توجّه داشت كسى كه نيّت اقتداء نمود و بعد از گفتن
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 450
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٥٠