تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
قصد كند مثل اينكه نيّتش اقتداء به امام حاضر باشد فلذا اگر هيچيك از اين انحاء را عملى نكرد و اساسا در نيّت مزبور اخلال وارد نمود يا نيّت اقتداء كرد ولى به اين نحو كه قصدش را منصرف كرد به اقتداء بيكى از دو امام بدون تعيين هيچيك يا اقتداء بهردو ولو اينكه ايشان هردو عادل و در افعال نماز با هم متّفق باشند در تمام اين فروض نيّت باطل ، در نتيجه جماعتش هم باطل است و نيز اگر در تعيين امام جماعت خطاء نمود مثلا قصد اقتداء به زيد نمود و سپس معلوم شد امام عمرو است در اينجا نيز جماعتش باطل است اگر چه عمرو نيز عادل باشد . شارح ( ره ) سپس مىفرماين : امّا امام جماعت مكلّف نيست كه نيّت امامت و جماعت داشته باشد مگر در خصوص مواردى كه جماعت واجب فرض شود همچون نماز جمعه آن هم به رأى بعضى از فقهاء . البتّه در حقّ وى نيز نيّت جماعت مستحبّ و راجح مىباشد . فرع اگر مأموم از ابتداء حاضر نبود بلكه در اثناء نماز حاضر شد و به امام اقتداء كرد بنا بقول كسانى كه نيّت امامت را براى امام واجب مىدانند وظيفه امام اين است كه در همان وقت نيّت امامت را بقلب خود خطور دهد چه آنكه تا ببه آن وقت نمازش فرادى و بدون مأموم بوده و پس از آن به صورت جماعت در آمده فلذا بنا به رأى مزبور نيّت امامت بر او واجب است . قوله : فلو اخلّ بها : ضمير در [ بها ] به نيّت ايتمام راجعست قوله : او اقتدى باحد هذين : يعنى باحد هذين الامامين .