در نتيجه شهرى كه از سطح دشت پائينتر و يا بالاتر واقع شده يا سطوح بيابان مشتمل بر كوه و تپّه است بطورى كه اينمقدار راه كه آمده اگر اين عوامل و موجبات نبوده مىبايد ديوار و اذان شهر از بصر و سماع او مخفى شده باشد اگر چه بالفعل چنين نيست يا اساسا شهرى داراى ديوار و اذان نيست يا مسافر بينائى و شنوائى ندارد ولى اگر واجد اين دو مىبود يا اگر شهر ديوار و اذان مىداشت مقدار راه پيموده شده كافى در خفاء اين دو بود در تمام اين فروض و تقادير حدّ ترخّص حاصل شده و وى مجاز در قصر نماز مىباشد .
مبدء تقدير
مرحوم شارح ( ره ) در مبدء محاسبه مسافت چنين مىفرماين :
بلاد از اين نظر با هم مختلفند :
بلادى كه از نظر وسعت در حدّ وسط يا كمتر از آن هستند مبدء مسافت آنها از آخر شهر حساب مىشود و در شهرهائى كه وسيع و بزرگ هستند از آخر محلّه بايد حساب كرد .
مناط خفاء
و در مناط خفاء ديوار و اذان شهر چنين مىنگارد :
لازمست صورت ديوار شهر از ديدهگان مسافر مخفى شود و بيش از اين مقدار كه حتّى لازم باشد شبح آن پنهان گردد لازم نيست .
و در خفاء اذان بر عكس دقت بيشترى شده يعنى مجرّد خفاء كلام و عدم تمييز كلمات از هم كافى نبوده بلكه لازمست علاوه بر آن اصل صوت
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 407
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠٧