و استدامة ، فلو عرض قصدها في أثنائه انقطع الترخص حينئذ و بالعكس و يشترط حينئذ كون الباقي مسافة و لو بالعود ، و لا يضم باقي الذهاب إليه .
شرح فارسى :
مرحوم مصنّف مىفرماين :
و اينكه سفرش ، سفر معصيت و حرام نباشد .
مولف گويد :
شرط چهارم سفر حرام و معصيت نباشد
شرط چهارم قصر اين است كه سفر مسافر معصيّت نباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
معصيت بودن سفر يا به اين است كه هدف از مسافرت صرفا امر حرامى باشد يا مشترك بين آن و طاعت بوده و يا سفر مسافر مستلزم امرى باشد كه معصيت محسوب مىشود .
و سپس در مقام ايراد مثال مىفرمايد :
مانند تاجرى كه سفرش به جهت كسب حرام باشد يا عبديكه سفرش اباق و فرار از طاعت مولا بوده يا زنيكه مسافرتش با عدم رضايت شوهر صورت گرفته و بنابراين ناشزه قلمداد شده يا كسى كه طىّ سفرش فقط بخاطر وارد آوردن ضرر بر مسلمان و مؤمنى است كه از نظر شرع انور در اين امر مجاز نبوده يا مثل كسى كه در طريقى مسافرت مىنمايد كه خود ظنّ قوى به هلاكت يا تلف شدن اموالش در پيمودن آن راه را دارد .
و سپس فرموده :