مىفرمايد كه تمام از مصاديق قسم دوّم يعنى كسى كه حرفهاى مسافرت است مىباشند و آن امثله را اينطور بيان مىفرمايد :
1 - مكارى كه شرحش قبلا گذشت .
2 - ملّاح ( بفتح مسم و تشديد لام ) كشتيبان و ملوان را گويند .
3 - كسى كه اجير ديگرى شده براى مسافرت نمودن بخاطر بعضى از اغراض همچون تحصيل بعضى از تجارب و يا ديدن بعضى از اشخاص غير متعارف كه در زوايا خمودهاند .
4 - بريد ( بفتح باء و كسر راء ) پستچى و نامهرسان را گويند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
و ممكن است مقصود از بريد غير از معناى مزبور دو معناى ديگر اراده شده باشد :
الف : امين البيدر ( كسى كه مستحفظ خرمنگاه مىباشد و خرمن جو و گندم را به او مىسپارند كه به اطراف نقل و انتقال دهد . )
ب : اشتقان ، به معناى دشتبان .
و ضابطه و مناط كلّى كثير السّفر اينست كه پيوسته سفرهاى متعدّد شرعى نموده و بين آنها مقدار ده روز در شهر خود يا جاى ديگرى نيّت اقامه كند چنانچه شرحش قبلا گذشت .
قوله : بين سفرتين منها عشرة ايّام : ضمير در [ منها ] باسفار راجعست .
قوله : فى بلده او غيره مع النّية : ضمير در [ بلده ] به كثير السّفر و در [ غيره ] به بلد عود مىكند .
قوله : او يصدق عليه : ضمير در [ عليه ] به شخص مكلّف به نماز راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 400
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠٠